$


اجماع مدرکی

$

** اجماع مدرکی

* تعریف و تبیین:

یکی از انواع اجماع که ماهیتاً با اجماع‌های قبلی متفاوت است، اجماع مدرکی است. آیت‌الله سبحانی در الموجز (الکلام فی الإجماع) می‌فرمایند: «أن المستند لو کان معلوماً فالإجماع مدرکی»، یعنی «اگر سند و دلیل اجماع مشخص باشد، به آن اجماع مدرکی می‌گویند.»

* نقد و بررسی:

– عموم آقایان اصولیون، این نوع اجماع را که در اصل نوعی اجماع منقول است، نپذیرفته‌اند و علت آن را هم وجود دلیل مستقل می‌دانند که این دلیل مستقل، کفایت از اجماع دارد و در نتیجه اجماع در این‌جا از کار می‌افتد، چرا که مجتهد موظف است با عنایت به آن دلیل و دلایل احتمالی دیگر که از آن مطلع است، استنباط خود را مبنا قرار دهد.

– با توجه به توضیح بالا و عدم پذیرش اجماع مدرکی توسط عموم اصولیون، سؤالی مطرح است که چرا بعضی از فقها این اجماع را بیان می‌فرمایند؟ در جواب باید عرض کنم که به نظر حقیر و بر اساس آن‌چه از فرمایشات این بزرگواران برداشت کرده‌ام، ظاهراً ایشان این نقل اجماع را تنها از باب تأیید بر نظر خود بیان می‌کنند و نظری بر حجیت آن ندارند.

– اما اگر بخواهیم اجماع مدرکی را دقیق‌تر بررسی کنیم، باید بگوییم چنین اجماعی بر دو قسم است:

۱- آن‌که می‌دانیم مستند اجماع چیست،

۲- آن‌که می‌دانیم مستندی وجود دارد، اما آن را نمی‌دانیم.

که این دو حالت را جداگانه بررسی می‌کنیم.

– در حالت اول، چون مستند اجماع مشخص است، خود اجماع محلی از اعراب ندارد، بلکه باید مستند مربوط به آن را بررسی کرد، همان‌گونه که پیش از این هم گفته شد.

– اما حالت دوم که می‌دانیم مستندی وجود دارد، اما آن را نمی‌دانیم، باز خود دو حالت دارد:

۱- آن‌که فقط می‌دانیم مستندی وجود دارد، اما هیچ چیزی از مستندات اجماع نمی‌دانیم.

۲- آن‌که مقدمات مستند اجماع را می‌دانیم.

باز این‌جا ناچاریم، هر حالت را جداگانه توضیح دهیم.

– حالت اول که هیچ چیز از مقدمات مستندات اجماع نمی‌دانیم، طبیعتاً فارغ از حجیت است و بحثی ندارد، اما در مورد حالت دوم که مقدمات مستندات اجماع را می‌دانیم، خود بر دو قسم است:

۱- یا می‌دانیم مقدمات مستندات اجماع نادرست است.

۲- یا می‌دانیم مقدمات مستندات اجماع درست است.

در حالت اول که تکلیف روشن است و اجماع حجیتی ندارد، اما در نوع دوم، هر چند می‌توان به آن اعتماد نمود، اما عدم اعتماد به آن نیز خالی از وجه نیست، چرا که در بسیاری از موارد، مجتهد با ادله‌ای، مثلاً روایتی، برخورد می‌کند که هر چند مقدمات آن، مانند سند حدیث، مقبول و معتبر است، اما با مشاهده متن و دلالت حدیث، آن را نمی‌پذیرد.

* جمع‌بندی بحث:

با توجه به مطالب بیان شده، تنها صورت مقبول در این نوع از اجماع، ممکن است حالت آخر باشد، یعنی بدانیم که اجماع مستند دارد و مقدمات مستند اجماع را نیز بدانیم و صحت آن نیز بر ما روشن باشد. البته اگر واقعاً بتوان چنین چیزی را پیدا کرد. هر چند همان‌طور که گفته شد، عدم پذیرش آن نیز خالی از وجه نیست.

***

نمودار درختی مدرس

باز کردن همه | بستن همه