$


الإجتهاد و التقلید - جلسه ۲۵

$

جلسه گذشته مقدمات اجتهاد را شروع کردیم و گفتیم که منظور از مقدمات اجتهاد، آن‌هایی که فرد باید داشته باشد تا بتواند در مسائل فقهی اجتهاد کند. حال اگر این‌ها را داشت، می‌تواند اجتهاد کند، اما بر اساس تعریفی که در اجتهاد پذیرفتیم، تا زمانی که حالت ملکه برای او حاصل نشده باشد، نباید به او مجتهد گفت.

از این مقدمات علوم عربی را بحث کردیم و حالا ادامه بحث:

– تفسیر قرآن: مرحوم آخوند این مورد را در چند کلمه خلاصه کرده و محدوده علم به آن را شبیه علوم عربی می‌دانند که در این رابطه هم چند نکته را عرض کنم.

۱- هر چند دانستن همه تفسیر قرآن برای همگان و به خصوص متخصصان در علوم دینی، از جمله فقها و مجتهدین اهمیت به سزایی دارد، اما آن‌چه در استنباط‌های فقهی اهمیت دارد، آیات الاحکام است.

آیات الاحکام، آیاتی هستند که یا حکمی فقهی را بیان می‌کنند و یا می‌توان حکمی فقهی را از آن استنباط کرد و همین تعریف، یکی از عوامل اختلاف در شمارش این آیات شده است.

مشهور این است که تعداد آیات الاحکام، حدود ۵۰۰ آیه است، اما بعضی تعداد آن را تا کمتر از ۲۵۰  بعضی تعداد آن را بیش از ۹۰۰ هم رسانده‌اند.

این اختلاف شمارش به چند موضوع بستگی دارد که بعضی از آن را عرض می‌کنم.

  1. تعریف آیات الاحکام که این‌ها را آیاتی بدانیم که بیان‌گر احکام فقهی هستند یا آیاتی که به هر طریقی در استنباط حکم فقهی به آن‌ها استناد می‌شود را هم جزء آیات الاحکام بدانیم. به عبارت دیگر آیات الاحکام آن‌هایی هستند که صراحتا حکمی فقهی را بیان می‌کنند، یا باید آیاتی را که به هر نحوی در استنباط احکام فقهی مؤثر هستند، جزء آیات الاحکام دانست.
  2. اگر تعریف دوم را بپذریریم که به نظر حقیر صحیح است، ذائقه افراد در استفاده و استخراج از آیات نیز در تعداد آیات الاحکام تأثیر دارد. فردی از آیه‌ای، مطلبی فقهی را استنباط می‌کند که دیگری موافق آن نیست.
  3. دوستانی که از گذشته‌ها با حقیر بود‌اند، خصوصا در مباحث فقهی نکاح به خاطر دارند که خارج از بحث نکاح، بحث مفصلی داشتی که بنده مطالب اخلاقی را در کنار احکام فقهی به معنای متعارف آن، در زمره احکام عملیه می‌دانم، چرا که همه این‌ها مربوط به عمل انسان است و احکام خاص خود را دارد، لذا در مباحث فقهی نکاح، ضمن آن‌که احکام معمول در عروة را بررسی کردیم، مطالب اخلاقی را به همان سبک و سیاق بررسی کردیم. حال طبیعی است که اگر قرار باشد فردی مانند حقیر و با این مبنا، ‌آیات الاحکام را شمارش کند، مواردی را به این آیات الاحکام اضافه می‌کند که دیگران اضافه نمی‌کنند.
  4. گاهی اوقات اختلاف در شمارش آیات الاحکام در شمارش آیات تکراری است.

۲- نکته دیگر در دانستن علم تفسیر این است که آیا لازم است فرد در این هم دارای مبنای اجتهادی باشد، یا همین مقدار که تابع مبنای دیگر بود، کفایت می‌کند.

به نظر حقیر هر چند داشتن مبنای اجتهادی اهمیت جدی و اساسی دارد و حقیر هم برای خودم مبنایی دارم که پای علمش سینه می‌زنم، اما آن‌چه اهمیت دارد، داشتن مبنا است، حال می‌خواهد اجتهادی باشد یا تقلیدی تا در استنباط مسائل فقهی، گرفتار تشویش و چندگانگی نشود.

دوستانی که در حوزه امام علی بن ابی‌طالبj در خدمتشان بودیم، این موضوع را بررسی کردیم و إن شاء الله امسال هم دوره دوم را این مباحث را شروع خواهیم کرد و روش‌های مختلف تفسیر قرآن را نقد و بررسی خواهیم کرد.

– علم الحدیث: با توجه به این‌که حجیم‌ترین منبع ما در فقه، احادیثی است که از فعل  قول و تقریر معصومینb به دست ما رسیده است، طبیعتا علوم کاربردی که در شناخت صحت انتساب این احادیث به ایشان و نیز فهم متن رویات مؤثر است و معمولا با عنوان رجال و درایة نام برده می‌شوند، جزء مقدمات قطعی اجتهاد است که مرحوم آخوند به علت نامعلومی آن را جا انداخته‌اند.

     بحث در این زمینه زیاد است که در چند دوره تدریس علم الحدیث مرور کردیم. این‌جا فقط به دو موضوع می‌پردازیم.

۱- در این‌جا هم لازم نیست، همه مباحث مطروحه در این علم را دانست، بلکه همان مقدار که کاربرد دارد، کفایت می‌کند.

۲- آیا لازم است در این زمینه هم مجتهد بود و مبنای اجتهادی شخصی داشت یا این‌که همین مقدار که تابع نظر یکی از بزرگان این علم، مثلا در دوره ما، مرحوم آیت‌الله خویی یا آیت‌الله شبیری که زحمت فوق‌العاده‌ای در این علم کشیده‌اند، بود و نسبت به آن تسلط داشت، کفایت می‌کند.

اگر بخواهیم اجتهاد در علم حدیث را لازم بدانیم، جمعی از مجتهدین و مراجع زمانه ما، از دایره دارندگان مقدمات اجتهاد خارج می‌شوند، اما به نظر حقیر مجتهد بودن در این علم و بعضی دیگر از مواردی که عرض خواهیم کرد، مانند علم تفسیر که در گذشته گفتیم، ترجیح جدی و اساسی دارد، اما انصافا لزومی به آن نیست و آن‌چه اهمین دارد، داشتن مبنا است؛ حال می‌خواهد اجتهادی باشد ک ترجیح دارد، یا تقلیدی باشد که کار راه انداز است که این مبنا داشتن هم به جهت جلوگیری از تشتت و تشویش و چندگانگی در استنباط است.

و صلی الله علی محمد و آل محمد

نمودار درختی مدرس

باز کردن همه | بستن همه