Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
$


الإجتهاد و التقلید - جلسه ۵۱

$

در جلسات گذشته دیدیم که اهل الذکر چند معنا می‌تواند داشته باشد.

۱) معنای مطلق اهل علم و آگاهان که بیش‌تر ناظر به معنای لغوی و تقطیع شده عبارت است.

۲) معنای اهل کتاب که بیش‌تر ناظر به شأن نزول مشهور است.

۳) خاندان وحی یا خاندان قرآن که بیش‌تر ناظر به سیاق آیه و نیز تفسیر قرآن به قرآن است یا به قول قدمای فقها و محدثین قمی ضرب آیه به آیه است.

حالا نوبت می‌رسد به روایات ذیل آیه تا ببینیم توضیحی، ‌تفسیری، توسیعی، تضییقی، چیزی هست یا خیر.

طبق معمول، روایات را در وهله اول به دو دسته تقسیم می‌کنیم. دسته اول روایات غیر معتبر که فهرست‌وار عرض کرده و دلیل غیر معتبر هر کدام را اشاره می‌کنم و دسته دوم روایات معتبر که روی آن‌ها متمرکز خواهیم شد.

اما دسته اول که روایات غیر معتبر است، عبارتند از:

۱- مرسلات تفسیر العیاشی که ذیل آیه ۱۲۲ سوره توبه آمده است. البته تعدادی از آن‌ها در روایات معتبر ما هم هست. یک مورد هم ذیل آیه ۴۳ سوره نحل است که تکراری است.

۲- مرسله‌ای در دعائم الاسلام (ج ۱، ص ۳۴۱).

۳- مرفوعه المحاسن (ج ۱، ص ۲۱۶).

۴- روایات فرات الکوفی ذیل آیه مربوطه که مرسل است.

۵- مرسله تحف العقول (ص ۴۳۵).

۶- مرسلات دعائم الإسلام.

۷- الإرشاد (ج ۲، ص ۱۶۲) که مرسل است.

۸- مرسله کنز الفوائد (ج ۲، ص ۲۰۹).

۹- البصائر (ص ۳۹، ۴۰ و ۴۱) چهار روایت دارد که اولی به واسطه معلی بن خنیس، دومی به واسطه علی بن حسان و عبدالرحمن بن کثیر، سومی به واسطه معلی بن خنیس و آخری به واسطه محمد بن سنان غیر معتبر است.

۱۰- الکافی (ح ۵۴۷، ۵۴۸، ۵۴۹ و ۷۶۸) که اولی به واسطه معلی بن محمد، دومی حداقل به واسطه معلی بن محمد، علی بن حسان و عبدالرحمن بن کثیر و سومی به واسطه معلی بن محمد و آخری که به چند طریق است، به واسطه سهل بن زیاد و محمد بن سنان غیر معتبر است.

۱۱- کفایة الأثر (ص ۲۵۹) که به واسطه ابراهیم بن اسحاق الاحمری غیر معتبر است.

اگر روایت غیر معتبر دیگری هم باشد، بعید می‌دانم از کتب مکتب اهل بیتb در پنج قرن اول باشد.

حال مروری داشته باشیم بر روایات معتبر ذیل آیه.

* روایت اول:

۳۲/۱- الکافی (ح ۵۵۳): محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن صفوان بن یحیی عن العلاء بن رزین عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أبی‌جَعْفَرٍj قالَ: «إنَّ مَنْ عِنْدَنا یَزْعُمونَ أنَّ قَوْلَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَ: «فَسْئَلوا أهْلَ الذِّکْرِ إنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمونَ»، أنَّهُمُ الْیَهودُ وَ النَّصارَی.» قالَ: «إذاً یَدْعونَکُمْ إلَی دینِهِمْ.» قالَ: «قالَ بِیَدِهِ إلَی صَدْرِهِ: «نَحْنُ أهْلُ الذِّکْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئولونَ.»

* ترجمه: محمد بن مسلم از ابوجعفر (امام باقر)j (روایت کرد که) فرمودند: «همانا کسانی نزد ما هستند که تصور می‌کنند که کلام الله عز و جل: «فَسْئَلوا أهْلَ الذِّکْرِ إنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمونَ»، این‌که آن‌ها یهود و نصارا هستند.» (سپس) فرمودند: «در این صورت دعوت می‌کنند شما را به سوی دینشان.» (راوی) گفت: «(در حالی که) با دستشان به سینه‌شان اشاره می‌کردند، فرمودند: «ما اهل الذکر هستیم و ما مورد سؤال هستیم.»»

* بررسی سند:

همه رجال سند این روایت از اجلای ثقات ما هستند و انتساب آن به امامj معتبر است.

شبیه این روایت در بصائر الدرجات (ص ۴۱) از سندی بن محمد از علاء به رزین از محمد بن مسلم و در تأویل الآیات (ص ۳۱۸) نیز از محمد بن عباس بن ماهیار از علی بن سلیمان الرازی از محمد بن خالد الطیالسی از علاء بن رزین از محمد بن مسلم آمده است که بر مبنای ما معتبر است.

* توضیح و جمع‌بندی:

می‌بینیم که در این حدیث به صراحت می‌گوید که اهل الذکر نه یهود هستند و نه نصارا و در ادامه تصریح دارد که منظور از اهل الذکر اهل بیتb هستند و این به معنای آن است که شأن نزول مشهور آیه انکار می‌شود و معلوم می‌شود که این شأن نزول تحریفی و موضوع است که واقعا هم چنین است و ظاهرا از جمله اقداماتی است که در دوره‌های اول بعد از شهادت حضرت رسول اللهp در راستای حذف امیر مؤمنان و سایر ائمهb انجام شده است و بعدها از فرهنگ مکتب خلفا و کتاب‌های آن‌ها به فرهنگ ما و کتاب‌های ما وارد شده است. مگر کسی بخواهد شأن نزول مشهور را به جهت شهرتش بین مفسرین بپذیرد که به انکار این روایت می‌رسد و خود داند.

تنها نکته‌ای که می‌ماند این‌که آیا به زعم بعضی از مفسران که اتفاقا در بین بزرگان معاصر ما هم هستند، این روایت و روایات معتبر مؤید آن، آیا خلاف ظاهر قرآن است که بشود آن‌ها را انکار کرد یا خیر؟ که پیش از این توضیحی عرض کردم و در پایان بحث روایات هم سعی می‌کنیم به جمع‌بندی نهایی برسیم.

این نکته را هم اضافه کنم که اگر کسی شأن نزول مشهور را بپذیرد، متن روایت هم مشکل پیدا می‌کند، چرا که اشکال امامj هم بی‌معنا می‌شود، اما اگر کسی روایت را بپذیرد و شأن نزول مشهور را کنار بگذارد، متن هیچ مشکلی ندارد و معلوم می‌شود الله تعالی در عبارت «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلاَّ رِجالاً نوحی إِلَیْهِمْ» گزارشی داده است و در عبارت «فَسْئَلوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمون» به دنبال شاهد و مؤید نبوده است، بلکه دستوری صادر کرده است که حالا بروید و آن‌چه را نمی‌دانید از اهل وحی سؤال کنید و طبیعتا کسی که به اسلام اعتقاد ندارد، معنا ندارد که معارف وحیانی را از یهود و نصارا که منکر اسلام هستند، پی‌جویی کند.

در ضمن احادیث دیگری هم در این معنا داریم که بعدا آن‌ها را روایت خواهم کرد.

* مجموعه روایت دوم:

۳۳/۲- الکافی (ح ۵۵۱): أحمد بن محمد عن الحسین بن سعید عن حماد عن ربعی عن الفضیل عَنْ أبی‌عَبْدِاللهِj فی قَوْلِ اللهِ تَبارَکَ وَ تَعالَی: «وَ إنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلونَ»، قالَ: «الذِّکْرُ الْقُرْآنُ وَ نَحْنُ قَوْمُهُ وَ نَحْنُ الْمَسْئولونَ.»

* ترجمه: ابوعبدالله (امام صادق)j درباره کلام الله تبارک و تعالی: «وَ إنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلونَ» فرمودند: «ذکر قرآن است و ما قوم او و ما افراد مورد سؤال هستیم.»

* بررسی سند:

این حدیث را ثقةالاسلام الکلینی از عدة من اصحابنا از احمد بن محمد بن عیسی از حسین بن سعید الاهوازی از حماد بن عیسی از ربعی بن عبدالله از فضیل بن یسار روایت کرده است که این طریق معتبر است و انتساب این مطالب به امامj معتبر.

محمد بن حسن الصفار هم شبیه این حدیث را در البصائر (ص ۳۷) از احمد بن محمد بن عیسی به باقی سند روایت کرده است.

* توضیح و جمع‌بندی:

در این روایت، سؤال راوی از آیه ۴۴ سوره زخرف است و امام معنای آیه را با اشاره به متن آیه سؤال پاسخ می‌دهند و کاملا واضح است که ایشانj ذکر را معادل قرآن دانسته و خود را اهل آن می‌دانند که مورد سؤال هستند.

در این‌جا هم تکلیف معنای ذکر در آیه معلوم می‌شود و در نتیجه تکلیف منظور از اهل الذکر هم مشخص می‌شود و می‌بینیم که این مورد از مواردی است که ضرب آیه به آیه جواب داده است و مطابق تفسیر قرآن به قرآن است.

البته پذیرش این روایت مانند روایت قبل به انکار قطعی شأن نزوا نمی‌انجامد، چرا که ممکن است بتوان آن را حمل بر ظاهر و این را حمل بر تأویل کرد که به نظر حقیر خرط القتاد است.

۳۴/۳- البصائر (ص ۴۲): حَدَّثَنا أحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعیدٍ عَنْ فَضالَةَ بْنِ أیّوبَ عَنْ أبانِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أبی‌جَعْفَرٍj فی قَوْلِ اللهِ تَعالَی: «فَسْئَلوا أهْلَ الذِّکْرِ إنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمونَ». قالَ: «الذِّکْرُ، الْقُرْآنُ وَ آلُ رَسولِ اللهِp أهْلُ الذِّکْرِ وَ هُمُ الْمَسْئولونَ.»

* ترجمه: محمد بن مسلم از ابوجعفر (امام باقر)j درباره کلام الله تعالی: «فَسْئَلوا أهْلَ الذِّکْرِ إنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمونَ» (راویت کرد که) فرمودند: «ذکر، قرآن است و خاندان رسول اللهp اهل الذکر هستند و آن‌ها افراد مورد سؤال هستند.»

* بررسی سند:

احمد بن محمد در این‌جا ابن عیسی الاشعری است، لذا همه رجال سند این روایت از ثقات ما هستند و انتساب این فرمایشات به امامj معتبر است.

مرحوم الصفار این حدیث را (ص ۴۲) از سندی بن محمد از عاصم بن حمید از محمد بن مسلم نیز روایت کرده است که این طریق هم معتبر است.

هم ایشان مختصر این روایت را (ص ۴۱) از یعقوب بن یزید و محمد بن حسین بن ابی‌الخطاب از ابن ابی‌عمیر از عمر بن اذینه از برید بن معاویه و نیز (ص ۴۳) از عباس بن معروف از حماد بن عیسی از برید بن معاویه نیز روایت کرده است.

* توضیح و جمع‌بندی:

این حدیث چیزی اضافه‌تر از حدیث قبل ندارد، جز این‌که در این‌جا سؤال مستقیما درباره آیه سؤال است و توضیح از ذکر و اهل الذکر هم دقیقا ناظر به آیه سؤال است، لذا اگر کسی به دنبال توجیه روایت قبل باشد، این‌جا تکلیف روشن می‌شود.

ادامه روایات بماند برای جلسه آینده.

و صلی الله علی محمد و آله

نمودار درختی مدرس

باز کردن همه | بستن همه