$


الإجتهاد و التقلید – جلسه ۱

$

* مقدمه بحث

در ابتدا لازم است عرض شود که بنای این جلسات بررسی چند مسأله در باب اجتهاد و تقلید است که بر مبنای خاتمه کتاب کفایة الأصول مرحوم آخوند خراسانی خواهد بود.

طبق معمول بسیاری از جلسات، سعی می‌کنیم قدم به قدم همراه کفایه حرکت کرده و در ضمن نقد و بررسی نظرات مرحوم آخوند، مطالب تکمیلی را هم که تصور می‌شود، مهم است، عرض خواهیم کرد.

طبیعتاً گاهی ممکن است این مطالب تکمیلی مفصل باشد و به نظر برسد از متن کفایه فاصله گرفته‌ایم که با توجه به موضوع مورد بحث ما امری طبیعی است و به موقع به متن کفایه باز خواهیم گشت.

با توجه به این‌که قرار ما بررسی بعضی مسائل اجتهاد و تقلید از دیدگاه مکتب اهل بیتb است، مگر در مواردی خاص و به جهت ضرورت از بیان نظرات و ادله پیروان مکتب خلفا پرهیز می‌کنیم.

اگر در حین بررسی حکمی، به آیه‌ای استناد شد، از آن‌جایی که ظاهر آیات حجت است، ابتدا خود آیه را به صورت مستقل مورد بررسی قرار داده و پس از آن مروری بر روایات تفسیری ذیل آن خواهیم داشت.

منظور از روایات تفسیری، روایاتی هستند که در متن آن‌ها اشاره مستقیم به آیه مورد بحث شده است. طبیعتا سایر روایات مربوط به بحث نیز مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

در ضمن تلاش حقیر بر آن است که حتی الامکان روایتی از قلم نیفتد، لذا چنان‌چه در پایان هر بحث روایتی سراغ داشتید که مربوط به بحث می‌شد و از قلم افتاده بود، إن شاء الله یادآوری بفرمایید.

در ضمن از آن‌جایی که از نظر حقیر هیچ‌کدام از انواع اجماع و شهرت حجت نیستند، مگر در موارد خاص، از بیان این دلیل خودداری می‌کنیم.

جهت یادآوری عرض می‌کنم که در بررسی حجیت اجماع، دیدیم که هیچ کدام از انواع اجماع حجت نبودند مگر یک مورد که آن هم مصداق خارجی نداشت و فقط از باب تئوری می‌شد آن را پذیرفت که علاقه‌مندان می‌توانند به تقریرات مربوطه مراجعه کنند.

در ضمن سعی بر آن است در هنگام بررسی روایات ابتدا، موارد ضعیف السند بیان شده و پس از آن روایات معتبر مورد بررسی قرار گیرد.

* چند نکته در مقدمه بحث

– این بخش از کفایه که مرحوم آخوند به عنوان خاتمه آورده است، شامل دو بخش اصلی اجتهاد و تقلید است.

– بعضی از مواردی که در بحث اجتهاد مطرح می‌شوند و طبیعتاً ما هم به آن‌ها خواهیم پرداخت، عبارتند از:

  • معنای لغوی و اصطلاحی اجتهاد و مجتهد
  • جواز یا عدم جواز اجتهاد
  • معنای مجتهد مطلق و متجزی
  • حکم قضاوت مجتهد مطلق و متجزی
  • تبیعیت مجتهد مطلق و متجری از استنباط خودش
  • تبعیت دیگران از آرای مجتهد مطلق و متجری
  • مبادی اجتهاد
  • تبدل رأی

– بعضی از مواردی هم که در بحث تقلید مطرح می‌شود، به این قرار است:

  • معنای لغوی و اصطلاحی تقلید
  • جواز یا عدم جواز تقلید
  • لزوم یا عدم لزوم تقلید از اعلم
  • جواز یا عدم جواز از مجتهد میت
  • لزوم یا عد لزوم تقلید از مجتهد مرد

و بسیاری از مسائل دیگر.

– البته بعضی از مواردی که عرض شد در متن کفایه نیست که ما به حسب لزوم، آن‌ها را بررسی خواهیم کرد.

– سایر را مسائل را هم إن شاء الله در ضمن مسائل کتاب عروة الوثقی بررسی خواهیم کرد.

– در پایان لازم است به این مطلب هم اشاره کنم که چرا مرحوم صاحب کفایه، بحث اجتهاد و تقلید را که یک بحث فقهی است در کفایة الأصول که در باب اصول فقه است آورده است؟! به نظر می‌رسد مرحوم آخوند که در کفایه، بحث اصول فقه خودشان را تمام کرده‌اند، با بیان اصولی‌ترین فرع فقهی، قصد دارد مقدمه ورود مخاطبین خود را که قرار است ورود به مباحث استنباطی و اجتهادی فقه داشته باشد، فراهم کند، چرا که خصوصا اجتهاد و بعضی مباحث ذیل آن، از کلیدی‌ترین و مقدماتی‌ترین مباحث فقهی است و بر هر کسی که قصد دارد وارد استنباط احکام شود، لازم است تکلیف خود را با این مسائل روشن کند. مسائلی مانند:

  1. آیا فرد مجاز است به استنباط خود عمل کند و اگر مجاز است چه شرایطی را باید داشته باشد تا استنباط او حداقل برای خودش حجت باشد.
  2. آیا فرد لازم است صبر کند تا مجتهد مطلق شود یا به صرف استنباط یک یا چند حکم، البته با فرض این‌که شرایط استنباط را داشته باشد، می‌تواند رأی خودش را حد اقل برای خودش حجت بداند.
  3. اگر کسی حکمی را استنباط کرد، لازم است از رأی خودش تبعیت کند یا مجاز است رأی مجتهد دیگری را مبنا قرار دهد.

و ده‌ها سؤال از این دست که لازم است فرد قبل از ورود جدی به استنباط احکام، تکلیف خود را در برابر آن‌ها بداند.

در این فرصت پایانی چند جمله ابتدای خاتمه را می‌خوانم و مختصرا مرور می‌کنیم تا إن شاء الله در جلسه آینده به تفصیل به آن بپردازیم.

* متن کفایه:

الخاتمة الاجتهاد و التقلید‌

أما الخاتمة فهی فیما یتعلق بالاجتهاد و التقلید‌

تبیین فرمایش صاحب کفایه:

اما خاتمه، به بحث اجتهاد و تقلید تعلق می‌گیرد.

* متن کفایه:

(القول فی الاجتهاد)

فصل

الاجتهاد لغة «تحمل المشقة» و اصطلاحا کما عن الحاجبی و العلامة: «استفراغ الوسع فی تحصیل الظن بالحکم الشرعی» و عن غیرهما «ملکة یقتدر بها علی استنباط الحکم الشرعی الفرعی من الأصل فعلا أو قوة قریبة.»

تبیین فرمایش صاحب کفایه:

اجتهاد، در لغت عبارت است از «تحمل مشقت و رنج» و در اصطلاح اصول چنان‌که از حاجبی و علامه حلی نقل شده است، عبارت است از «به کار گرفتن وسع در تحصیل ظن به حکم شرعی.» و از غیر این دو نفر نقل شده که اجتهاد عبارت است از: «ملکه‌ای که به واسطه آن استنباط حکم شرعی فرعی از اصل مقدور می‌شود، به طوری که بتواند فرع را از اصل بالفعل، یا به قوه قریب به فعل استنباط کند.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

نمودار درختی مدرس

باز کردن همه | بستن همه