$


وعد الهی به تسلط دائم بر آنان

الوعد الإلهی بالتسلیط الدائم علیهم

– النص العربی: قال الله عز وجل: (وَإذْ تَأذَّنَ رَبُّکَ لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ إلَی یَوْمِ الْقیامَةِ مَنْ یَسومُهُمْ سوءَ الْعَذابِ إنَّ رَبَّکَ لَسَریعُ الْعِقابِ وَإنَّهُ لَغَفورٌ رَحیمٌ * وَقَطَّعْناهُمُ اثْنَتَی عَشْرَةَ أسْباطاً أُمَماً وَأوْحَیْنا إلَی موسَی إذِ اسْتَسْقاهُ قَوْمُهُ أنِ اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنا عَلَیْهِمُ الْغَمامَ وَأنْزَلْنا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ والسَّلْوَ کُلوا مِنْ طَیِّباتِ مارَزَقْناکُمْ وَما ظَلَمونا وَلَکِنْ کانوا أنْفُسَهُمْ یَظْلِمونَ) (سورة الأعراف:167-168».

* ترجمه: وعد الهی به تسلط دائم بر آنان

* شرح و توضیح: ایشان در این‌جا، آیه 167 و بعد آیه 160 سوره اعراف را آورده‌اند، در حال که بنا بر رفرنسِ بعد از این آیات و نیز استفاده‌ای که از آن شده است، منظورشان آیه 167 و 168 این سوره است و احتمالا خطا در جای‌گزین آیات به هنگام تایپ رخ داده است و ممکن است در چاپ‌های بعدی اصلاح شده باشد.

علی ای حال! جهت حفظ امانت، من ابتدا ترجمه آیه 160 را ذکر می‌کنم و بعد ترجمه دو آیه مورد نظر را عرض خواهم کرد.

الله تعالی در آیه 160 سوره اعراف می‌فرماید: «و قطعه قطعه کردیم آن‌ها را دوازده عشیره، امت‌ها و وحی کردیم به سوی موسی هنگامی که طلب آب کرد او قومش را که بزن به عصایت دریا را، پس جوشید از آن دوازده چشمه، به تحقیق دانست هر گروه آبشخورشان را و سایه افکندیم بر آن‌ها ابرها را و نازل کردیم بر آن‌ها «من» و «سلوی» را، بخورید از پاکیزه‌ها آن‌چه روز دادیم شما را و ظلم نکنید، ولیکن ظلم می‌کردند خودشان را. (160)»

اما در دو آیه مورد نظر ایشان، الله تعالی چنین می‌فرماید: «و هنگامی که رخصت داد پروردگارت، قطعاً بر می‌انگیزد بر آن‌ها تا زمان قیامت، کسانی را که به سختی می‌اندازند آن‌ها را سخت عذابی، به یقین پروردگارت قطعاً زود عقوبت است و به یقین او قطعاً بسیار پوشش‌دهنده‌ای همیشه بخشاینده است. (167) و تقطیع نمودیم در زمین امت‌هایی، از آن‌ها صالحان هستند و از آن‌ها غیر آن هستند و گرفتار کردیم آن‌ها را به نیکی‌ها و بدی‌ها، باشد که باز گردند. (168)» که طبق آن‌چه در مقدمه عرض کرد،‌ این ترجمه بر اساس روش ترجمه‌ای تحت‌اللفظی است، لذا اگر کسی علاقه‌مند بود، به ترجمه دیگران هم مراجعه کند.

 

– النص العربی: معنی الآیتین الشریفتین: أنه تعالی أعلن وقضی بأنه سیسلط علی الیهود من یعاقبهم ویعذبهم إلی یوم القیامة، فهو سریع العقوبة وهو الغفور الرحیم. ومن عقوبته لهم أن شتتهم فی الأرض جماعات جماعات، منهم الصالح ومنه الطالح، وامتحنهم بالخیر والشر، لعلهم یتوبون ویرجعون إلی الهدی.

* ترجمه: معنا این دو آیه شریفه این است که خداوند متعال اعلام و مقدر کرده است که او بر یهود تسلط خواهد یافت تا آنان را مجازات و عذاب کند تا روز قیامت، او سریع‌الانتقام است و بخشنده و مهربان. یکی از مجازات‌ها او برای آنان این است که آنان را در زمین به گروه‌ها مختلف پراکنده کرده است، برخی صالح و برخی طالح، یعنی تبه‌کار، و آنان را با خیر و شر آزمایش کرده است، شاید توبه کنند و به هدایت بازگردند.

* شرح و توضیح: مطلب ایشان از آیه، خیل اجمالی است، بهتر است بگوییم که در زمان مقرر و به اذن الهی این تسلط، یعنی اعمال سختی شدید تا زمان قیامت، به واسطه افرادی اعمال می‌شود که البته مشخصات آن‌ها در خود آیه نیست. پس یک بار دیگر مرور کنیم؛ از آیه 167 معلوم می‌شود که (1) تسلط بر آن‌ها تا قیامت است. (2) سختی بسیار سختی است. (3) به واسطه کسانی که مشخصات آن‌ها معلوم نیست، بر بنی‌اسرائیل اعمال می‌شود.

حالا سؤالی که این‌جا مطرح می‌شود، این است که آیا این انسان‌ها که در ضمیر «علیهم» به آن‌ها اشاره شده است، یک گروه هستند، یا در دوره‌ها مختلف، این تسلط و اعمال سخت شدید، توسط گروه‌ها مختلف، اعمال شده و این ماجرا تا زمان قیامت ادامه دارد؟ در جواب باید گفت که حالت اول محتمل‌تر است. یعنی ظهور اولیه ضمیر در «علیهم» این است که این افراد، از یک گروه هستند، هر چند گزینه دوم را هم نمی‌توان به طور قطع رد کرد.

و اما آیه 168؛

اگر فرض ما بر این باشد که این آیه در بیان توضیح اضافه آیه قبل است، چنین می‌شود که این گروه گروه شدن، به واسطه اعمال تسلط و سختی شدیدی است که در آیه قبل، بیان شده است، در حالی که خواهیم دید این فرض قطعی نیست.

یکی دیگر از مطالبی که می‌توان از آیه دوم برداشت کرد، این است که این گروه گروه شدن، در بیان این است که بعضی از بنی‌اسرائیل، از صالحان هستند و خواهند بود و بعضی هم از تبه‌کاران، که هم امری کاملا طبیعی است و هم موافق متن آیه. استفاده از آن هم این می‌شود که همه بنی‌اسرائیل را، ولو اکثریت جدی آن‌ها، از نظر ما، غیر صالح باشند، با یک چوب نرانیم و برخوردی مساوی نداشته باشیم. بلکه راه عدالت پیش گیریم و با صالحانشان، از در صلاح و دوستی در آییم و با ناکسان و تبه‌کارانشان، برخورد دیگر داشته باشیم. این برداشت، نسبت به برداشت اول، بیش‌تر با متن هماهنگ دارد.

نکته دیگر این‌که بنی‌اسرائیل، از همان ابتدا، منظورم حتی خود فرزندان بی‌واسطه حضرت یعقوب هستند، حداقل در ابتدا، بعضی صالح بودند و بیش‌ترشان غیر صالح، البته ممکن است توبه کرده باشند و توبه‌شان مقبول بوده باشد. بعد از مرگ حضرت یوسفj، اختلاف بین فرزندان و نوادگان حضرت یعقوبj، به مرور بیش‌تر و بیش‌تر شد، لذا اختلافات و گروه گروه شدنشان که از همان ابتدای کار وجود داشته است و چیزی نیست که نبوده و در آینده قرار است اتفاق بیافتد، کما این‌که آن را حتی در آیات قرآن و ماجراهای زمان حضرت موسیj هم می‌بینیم.

گویی تقدیر الهی، علاوه بر گروه گروه بودن این قوم به صالحان و غیر صالحان، بر گروه گروه بودن قبیله‌ای و رقابت بین اسباط بنی‌اسرائیل از ابتدا مقدر شده بوده است. جالب آن‌که بعد از مرگ حضرت سلیمانj، باز بنی‌اسرائیل اختلاف کردند و گروه گروه شدند و عظمت دوران داود و سلیمانc را از دست دادند و در دو گروه کوچک‌تر قرار گرفتند که با هم رقابت داشتند و مخالفت می‌کردند و صدماتی هم به هم می‌زدند. بیش‌ترشان بعد از مدت قاضیان که درباره آن صحبت خواهیم کرد، تحت لوای پادشاهی شمالی بنی‌اسرائیل قرار گرفتند و کم‌ترشان تحت لوای پادشاهی یهودا در جنوب. این گروه گروه شدن و رقابت‌های فیمابین آن‌ها را حتی در یهود شبه‌جزیره، در زمان نبی مکرم اسلامp هم می‌بینیم. هم بین سه قبیله اصلی یهود مجاور مدینه و هم با یهودیان سایر مناطق حجاز. این اختلافات را هم بین هم‌پیمانان آن‌ها می‌بینیم که به جای هم‌پیمان بودن با هم که هم‌کیش بودند، هم‌پیمانان دیگری از مشرکان پیدا می‌کردند و هم این‌که در جنگ‌ها، پشت هم در نمی‌آمدند. این اختلافات را در جاهای دیگری هم می‌توان دید.

جمع‌بندی این‌که اگر ما باشیم و این آیه و اطلاعات تاریخی، آیه 167 در بیان چیز دیگر درباره بنی‌اسرائیل است و آیه 168 درباره چیزی دیگر از آن‌ها. آیه 167 در بیان تسلط گروه یا گروه‌هایی بر بنی‌اسرائیل و گرفتار کردن آن‌ها به سختی شدیدی تا زمان قیامت است و آیه 168، گروه گروه شدن آن‌ها بیان می‌کند که از همان زمان ابتدای به وجود آمدن بنی‌اسرائیل جریان داشته است. پس حداقل نمی‌توان به طور قطع گفت که آیه 168، در توضیح اضافاتی برای آیه 167 است و اتفاقا، به احتمال زیاد، نکته‌ای مستقل از آیه قبل را درباره بنی‌اسرائیل بیان می‌کند که از همان ابتدا جریان داشته است.

 

– النص العربی: و نجد تصدیق هذا الوعد الإلهی بمعاقبة الیهود فی کل أدوار تاریخهم ما عدا فترات حکم الأنبیاء موسی ویوشع وداود وسلیمان علیهم‌السلام، فقد سلط علیهم أنواعاً من الأقوام والشعوب، وساموهم سوء العذاب.

* ترجمه: ما تصدیق این وعده الهی را در مجازات یهود در تمام دوران تاریخشان می‌یابیم، به جز در دوره‌ها حکومت پیامبران موسی، یوشع، داوود و سلیمانb، زیرا بر آنان اقوام و ملل مختلف تسلط یافتند و عذاب سختی به آنان رساندند.

* شرح و توضیح: این بیان ایشان، تقریبا همان چیز است که بنده، ذیل پاراگراف قبل عرض کردم.

 

– النص العربی: قد یقال: نعم لقد تسلط علیه ملوک المصریین والبابلیین والیونان والفرس والرومان وغیرهم فساموهم سوء العذاب، ولکن المسلمین لم یسومونهم سوء العذاب، بل اکتفوا بأن قضوا علی قوتهم العسکریة، ثم قبلوا منهم أن یعیشوا فی ظل الدولة الإسلامیة، ویتمتعوا بحریتهم وحقوقهم ضمن قوانین الإسلام، ویعطوا الجزیة. والجواب: أن سومهم سوء العذاب لا یعنی استمرار قتلهم ونفیهم وسجنهم کما کانت تفعل بهم أکثر الدول التی تسلطت علیهم قبل الإسلام. بل تعنی إخضاعهم عسکریاً وسیاسیاً لسلطة من یسلطه الله علیهم. والمسلمون وإن کانوا أرحم من غیرهم فی معاقبة الیهود وتعذیبهم، ولکنه یصدق علیهم أنهم تسلطوا علی الیهود وساموهم سوء العذاب.

* ترجمه: ممکن است گفته شود که بله، پادشاهان مصری، بابلی، یونانی، پارس و رومی، بر آن‌ها تسلط یافتند و عذاب سختی به آنان رساندند، اما مسلمانان به آنان عذاب سختی نرساندند، بلکه تنها بر قدرت نظامی آنان غلبه کردند و سپس پذیرفتند که در سایه دولت اسلامی زندگی کنند و از آزادی و حقوق خود در چارچوب قوانین اسلام بهره‌مند شوند و جزیه پرداخت کنند. جواب این‌که عذاب شدید آن‌ها به معنا ادامه کشتار، تبعید و زندانی کردن آن‌ها نیست، همان‌طور که بسیاری از کشورها که قبل از اسلام بر آن‌ها تسلط داشتند، این کارها را انجام می‌دادند. بلکه به معنای تسلط نظامی و سیاسی بر آن‌ها توسط کسی است که خداوند او را بر آن‌ها مسلط می‌کند. مسلمانان هرچند در مجازات و عذاب یهودیان، از دیگران رحم‌دل‌ترند، اما می‌توان گفت که آن‌ها بر یهودیان تسلط یافته و آن‌ها را به عذاب سختی مبتلا کرده‌اند.

* شرح و توضیح: حقیقتا نَه من جای بنی‌اسرائیلی که توسط مصری‌ها، آشوری‌ها، بابلی‌ها و رومی‌ها شکنجه دیدند و کشتار شدند، یا یهودیانی که در صدر اسلام از مسلمانان شکست خودند و نیز یهودیانی که اکنون در اسرائیل و غیر آن هستند، قرار داشته و دارم که بتوانم شرایط روحی و جسمی آن‌ها را درک کنم و بگویم کدام سخت‌تر بوده است و نَه جناب آقا کورانی در این جایگاه بوده‌اند و نَه طبیعتا شما. پس ما باید به به عنوان ناظران خارجی، خود را جا آن‌ها فرض کنیم و ببینیم کدام مورد یا موارد به نظرمان شدیدتر بوده است. موردی که در مصر گرفتار فرعون شدند و قرآن در چند جا، با عنوان «یَسونَکُمْ سوءَ الْعَذابِ» از آن یاد می‌کند، یا دوران استیلا آشوریان و بابلیان، یا دوره رومیان، یا دوره اسلامی، یا حتی دوره جنگ جهان دوم که برخورد نازی‌ها با یهود، یا غیر آن.

به چند دلیل، برداشت من بر خلاف نظر جناب کورانی، این است که دوره اسلامی و برخورد مسلمانان با آن‌ها، حداقل تا الآن، مصداق «یَسومُهُمْ سوءَ الْعَذابِ» در آیه 167 سوره احزاب نیست، مگر در آینده چنین چیز رخ دهد.

همان‌طور که خود جناب کوران هم تصریح کرده‌اند، برخورد مسلمانان با این‌ها، نسبت به دوره‌ها قبل، بسیار رؤوفانه‌تر و مهربانه‌تر بوده است، در حال که مثلا در دوران فرعون، چنان مورد عذاب و اذیت و آزار بودند که الله تعالی در چند آیه، از جمله آیه 49 سوره بقره، 141 سوره اعراف و آیه 6 سوره ابراهیم، دقیقا از اصطلاح شبیه همین اصطلاح آیه 167 استفاده می‌کند. این‌جا می‌گوید که این قوم غالب بر آن‌ها «یَسومُهُمْ سوءَ الْعَذابِ» و در آن سه آیه در مورد فرعون و آزار و اذیت که بر بنی‌اسرائیل دارد، می‌گوید: «یَسومونَکُمْ سوءَ الْعَذابْ» که فقط ضمیر آن فرق دارد.

پس فعلا به دو دلیل می‌گوییم به احتمال زیاد این تسلط بر بنی‌اسرائیل و گرفتار شدن آن‌ها به سختی‌ها بسیار زیاد، اشاره به دوران فرعون و چه بسا مواردی بعد از آن دارد و هر چند وقت یک بار، توسط گروه‌های مختلفی اعمال شده و با این حساب، ضمیر «هم» در علیهم، فقط به یک گروه بر نمی‌گردد، بلکه به گروه‌های مختلف بر می‌گردد که مجری تقدیر الهی هستند. این برداشت با آیات 2 تا 8 آیه اسراء که فراز و فرود مکرر بنی‌اسرئیل را بیان می‌کرد هم هماهنگ‌تر است. بنی‌اسرائیل مکرر فراز و فرودهایی داشته‌اند که در بعضی فرازهایشان، به امکانات و قدرت زیاد می‌رسیدند و در بعضی فرودهایشان، گرفتار گرفتاری‌ها بسیار سخت می‌شدند و این ماجرا به تصریح این آیات، تا زمان قیامت ادامه دارد.

 

– النص العربی: و قد یقال: نعم، إن تاریخ الیهود یشهد بتطبیق هذا الوعد الإلهی علیهم، ولکن قد مضی علیهم فی عصرنا الحاضر قرن من الزمان أو نصف قرن علی الأقل، ولم یتسلط علیهم من یسومهم سوء العذاب، بل مضی علیهم أکثر من نصف قرن من سنة 1936 م. وهم یسومون المسلمین فی فلسطین وفی غیرها سوء العذاب فکیف نفسر ذلک؟ الجواب: أن هذه الفترة من حیاة الیهود مستثناة، لأنها فترة رد الکرة، ومرحلة العلو الکبیر الموعود لهم بقوله تعالی فی سورة الإسراء: (ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأمْدَدْناکُمْ بِأمْوالٍ وَبَنینَ وَجَعَلْناکُمْ أکْثَرَ نَفیراً) فتکون خارجة تخصصاً عن عموم الوعد بالتسلیط علیهم، حتی یجئ وعد العقوبة الثانیة علی ید المسلمین أیضاً.

* ترجمه: ممکن است گفته شو که بله، تاریخ یهود گواه بر تحقق این وعده الهی بر آن‌ها دارد، اما اکنون بیش از یک قرن یا حداقل نیم قرن از آن زمان گذشته و بر آن‌ها کسی تسلط نداشته که آن‌ها را به عذابی سخت مبتلا کند، بلکه از سال 1936 میلادی بیش از نیم قرن گذشته و آن‌ها مسلمانان را در فلسطین و جاهای دیگر به عذاب سختی مبتلا کرده‌اند، پس چگونه می‌توان این موضوع را تفسیر کرد؟ جواب این است که این دوره از زندگ یهودیان مستثنی است، زیرا این دوره، دوره بازگشت و مرحله بلند بزرگی است که به آن‌ها وعده داده شده است، چنان‌که خداوند در سوره اسراء می‌فرماید: «سپس باز می‌گردانیم برای شما بازگشت بر آن‌ها را و مدد می‌کنیم شما را به اموال و فرزندان و قرار می‌دهیم شما را نفرات بیش‌تر.» (سوره اسراء: 6). بنابراین، این موضوع خارج از عموم وعده تسلط بر آن‌ها است تا این‌که وعده عذاب دوم نیز به دست مسلمانان بیاید.

* شرح و توضیح: با آن‌چه ما به آن رسیدیم، این سؤال آقای کورانی مطرح نمی‌شود که بخواهیم برای آن پاسخ بیاییم و مورد استثنایی هم نیست. بله! این دوره هم می‌تواند یکی از فرازهای یهود باشد که قرار است مکررا تکرار شود، همین و بس.

 

– النص العربی: و قد وردت الأحادیث الشریفة عن الأئمة علیهم‌السلام بأن هذا الوعد الإلهی قد انطبق علیهم أیضاً علی أیدی المسلمین.

* ترجمه: احادیث شریفه‌ای از ائمهb نقل شده که این وعده الهی بر آن‌ها، به دست مسلمانان، مطابقت دارد.

* شرح و توضیح: خب! قبلی‌ها که معتبر نبود، لذا ابتدا ببینیم دلایل جدید ایشان بر این ادعا چیست، تا بنده هم عرایض خود را تقدیم کنم.

 

– النص العربی: فقد نقل صاحب مجمع البیان فی تفسیر هذه الآیة إجماع المفسرین علی ذلک فقال: (والمعنیُّ به أمة محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله عند جمیع المفسرین، وهو المروی عن أبی‌جعفر). أی الإمام الباقر علیه‌السلام.

* ترجمه: صاحب مجمع البیان در تفسیر این آیه، اجماع مفسران را بر این موضوع نقل کرده و گفته است که مقصود از آن امت محمدp است، که این مطلب از ابوجعفر (امام باقر)j روایت شده است.»

* شرح و توضیح: اجماع مفسران که حجت نیست و آن‌ها هم که اجماع را حجت می‌دانند، معمولا در فقه حجت می‌دانند، نَه در تفسیر و غیر آن. حتی اگر کسی، اجماع مفسران را هم حجت بداند، این اجماع، مدرکی است و اجماع مدرکی، استقلالی ندارد و اعتبار آن، وابسته به اعتبار مدرک است که در این‌جا، مدرک، بعضی احادیث منسوب به معصومینb می‌باشد که ایشان خواهند فرمود.

اما حدیثی که جناب طبرسی در مجمع البیان از امام باقرj، به آن اشاره کرده‌اند، قاعدتا همان روایتی است که جناب کورانی به آن اشاره دارند، چرا که حدیث دیگری از این امام همام، در این حول و حوش نداریم. این حدیث را هم ذیل عبارت بعد جناب کورانی بررسی می‌کنیم.

 

– النص العربی: و رواه القمی فی تفسیره عن أبی‌الجارود عن الباقر علیه‌السلام أیضاً.

* ترجمه: این مطلب هم‌چنین در تفسیر قمی از ابوجارود از امام باقرj نیز روایت شده است.

* شرح و توضیح: در کتاب تفسیر القمی (ج 1، ص 246) چنین آمده است: «وَ فی رِوایَةِ أبی‌الْجارودِ عَنْ أبی‌جَعْفَرٍj فی قَوْلِهِ: «الَّذینَ یُمَسِّکونَ بِالْکِتابِ»، قالَ: «نَزَلَتْ فی آلِ مُحَمَّدٍ وَ أشْیاعِهِم.»»

ملاحظه می‌فرمایید که با فرض اعتبار این حدیث، از آیه 170 سوره اعراف صحبت می‌کند و ربط دادن آن به ضمیر «علیهم» در آیه 167، انصافا سخت‌تر از خرط القتاد است.

البته حدیث هم که معتبر نیست. حتی اگر کسی نخواهد اعتبار خود کتاب تفسیر موجود منسوب به علی بن ابراهیم القمی را زیر سؤال ببرد، اولا این حدیث مرسل است و ثانیاً می‌دانیم فرد دیگر احادیث ابوالجارود را به این کتاب افزوده است که بنا بر نظر صاحب الذریعه، عباس بن محمد بن قاسم الجعفری است که در نقل حدیث مجهول است. البته به نظر حقیر، او هم نیست، بلکه احتمالا یک از شاگردان او است که اصلا نامش را هم نمی‌دانیم. حضرت آقا شبیری هم که نویسنده را علی بن حاتم القزوینی می‌دانند که به اشتباه، به علی بن ابراهیم القمی مشهور شده است. تحقیق بنده هم این بوده است که این کتاب، تفسیر موجود منسوب به علی بن ابراهیم القمی، کار مشترکی از افراد مختلف است که عمدتا مجهول هستند.

پس این حدیث، هم متنش مربوط نیست و هم سندش مخدوش است.

جمع‌بندی این قسمت، این می‌شود که بر آیه 167 سوره اعراف، در بیان خلاصه‌ای از تاریخ یهود است که هر از گاهی تکرار می‌شود و گرفتار گروهی می‌شوند که سختی‌های بسیار شدیدی بر آن‌ها وارد می‌کنند و این ماجرا تا زمان قیامت ادامه دارد.

آیه 168 هم این است که همه آن‌ها یک دست صالح یا غیر صالح نیستند، بلکه گروهی از آن‌ها صالح هستند و گروهی غیر آن و نیز این‌که به خوبی‌ها و بدی‌ها گرفتار و آزموده می‌شوند، به امید این‌که بازگشتی داشته باشند. همین و بس.

نمودار درختی مدرس

باز کردن همه | بستن همه