این جلسات، مباحثات و نقد و بررسی استاد بر بخش «الیهود ودورهم فی عصر الظهور» از کتاب عصر ظهور استاد فقید، علی کورانی است که در چهار جلسه چند ساعته ارائه شد و پس از تبدیل بر اساسفهرست کتاب در سایت قرار گیرد.
مؤسسه حکمت اسلامی احتجاج
* * *
بسم الله الرحمن الرحیم
ابتدا قرار بود این جلسات را بر اساس ترجمه کتاب «عصر ظهور» پیش ببریم، اما با توجه به اینکه هر دو ترجمه این کتاب، با متن عربی آن تفاوت داشت، قرار بر این شد که مطالب جناب آقا کورانی را از اصل کتاب عربی آن، خط به خط بخوانیم و نکاتی ذیل آن را بررسی کنیم.
البته در ابتدا مقدمهای را عرض کنم و بعد برویم سراغ متن.
مقدمه، در باب اهمیت بحث است. بحث یهود و نقش آنها در عصر ظهور، به چند دلیل، برای ما اهمیت دارد. یکی اینکه اگر بر اساس آیات قرآن و روایات معتبر حضرات معصومین معلوم شود که نقش آنها چیست، میتوان خود را برای مقابله معقول با آنها و آمادهسازی خود برای ظهور امام عصرj آماده کرد. دیگر اینکه اتفاقات منطقهای، خصوصا جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل، باعث شده تا اظهار نظرها متعددی، بعضا توسط اهل علم و فضل و بعضا در فضاها رسانهای، اعم از رسمی و غیر رسمی، در این باره شود که به نوع تداعیگر این موضوع است که این جنگ، مقدمه ظهور است و چیز به آن نمانده است. سوم اینکه در این اظهار نظرها، مستقیما به نقش ایرانیان در مقابله با یهود و زمینهساز برای ظهور و پیوستن به آن اشاره میکنند. همه اینها باعث میشود که انسان متوجه این بحث شده و مطابق شعار قدیم که داشتم، باید کسب علم کرد و همه چیز را رصد نمود تا نَه امیدواری بیجا پیدا کنیم و نَه به ناامیدی گرفتار شویم. نَه به دامان مهدیها دروغین گرفتار شویم و نَه از مهدی واقعی غافل شویم. نَه در خواب غفلت باشیم و نَه دیگران بتوانند از احساسات ما به نفع خود بهره نامناسب ببرند. تنها چیز که برای رهایی از این تقصیرها، یا حتی قصورها سراغ دارم، آیات کلام الله و روایات معتبر حضرات معصومینb است. بنده شخصا، امیدوارم این جنگ، چه مقدمه ظهور باشد و چه نباشد، چه ایرانیان در ظهور نقش جدی داشته باشند و چه نداشته باشند، به هر حال، چه ما و باورها ما را تأیید بکنند، یا نکنند، هر چه زودتر چشم ما و جهانیان به ظهور ایشان روشن شده و جهان را همانگونه که پر از ظلم و جور شده است، پر از عدل و داد کنند. إن شاء الله.
نکتهای را هم همین ابتدا عرض کنم که بین بنیاسرائیل و یهود، در اصل تفاوت وجود دارد. بنیاسرائیل، فرزندان بیواسطه و باواسطه حضرت یعقوبj هستند. بنیاسرائیل، تا قبل از حضرت موسیj، یا پیرو آیین حضرت ابراهیمj بودند، یا منحرف از آن و بعضا تابع باورها و عقائد مصر آن زمان، اما بعد از بعثت حضرت موسیj، تابه ایشان شدند که بعدها به یهودی مشهور شدند. البته همین یهودیان، بعد از حضرت موسیj هم انحرافات جدی داشتند و بعضا بارها و بارها سراغ بتپرستی و پرستش خدایان کنعانیان و بینالنهرینی رفتند که در خود عهد عتیق ذکر شده است. باز از عهد عتیق، اینگونه معلوم میشود که اینان، خصوصثا در عهد قاضیان، یعنی بین گذر از دریا و ورود به سرزمین کنعانیان تا پادشاهی طالوت و داود و سلیمانc، به مردمان بومی آنجا پسر دادهاند و دختر گرفتهاند. علی ای حال! لغت بنیاسرائیل، معنای نژادی و اصل و نسبی دارد و لغت یهود، مبین دین و آیین است. حالا اگر فرض را بر این بگذاریم که در طول تاریخ چندهزار ساله یهود، همه یهودیان، از مادر، یا حتی پدر، یهودی بودهاند، میتوان نتیجه گرفت که همه یهودیانتاریخ، بالاخره نسلشان به حضرت یعقوبj، یا همان اسرائیل بر میگردد و همگیشان از بنیاسرائیل هستند، اما اگر این فرض نپذیریم و بگوییم افرادی یهودی شدهاند که پدر و مادر یهودی نداشتهاند، باید بین یهودیان و بنیاسرئیل، تفاوت قائل شد. آنچه مشهور است اینکه یهودیان در طول تاریخ، زیر بار یهودی شدن کسی که نَه پدر و نَه مادرش یهودی نبودند، نمیرفته و حتی قرنها است که حتی پدر را هم حذف کرده و فقط فرزند مادر یهودی را به رسمیت میشناسند. البته این مشهور، خیلی هم دقیق نیست و بر اساس خواندههای بنده، هم در دوره نازیهای آلمان که به دنبال حذف یهودیان از آن سرزمین بودند و هم در اسرائیل فعلی، بحثهای مفصل بیولوژیکی، زنتیکی، حقوقی و غیره در این باره وجود دارد. علی ای حال! بحث ما این نیست و فقط عرض کردم که گفته باشم مرحوم کورانی، در این متن، فرقی بین بنیاسرائیل و یهودی نمیگذارند و به تنوع از این دو عنوان استفاده میکنند و از آنجایی که به نظر حقیر هم، اهمیتی در این بحث ندارد، ما هم مطابق نظر ایشان پیش میرویم.
با این مقدمه، برویم سراغ متن حضرت آقا کورانی.