$


الإجتهاد و التقلید - جلسه ۱۱

$

تا این‌جا بحث ما متمرکز بر مسائل اجتهاد بود و حالا نوبت به بررسی چند مسأله در تقلید می‌رسد.

** آیا افرادی که مجتهد نیستند، می‌توانند به استنباط فردی دیگر که مجتهد است، عمل کنند؟

این همان مسأله‌ای است که ظاهرا بسیاری از اخباری‌ها به شدت با آن مشکل داشته‌اند.

پیش از این هم بارها عرض شد که ظاهرا مشکل اخباری‌ها با اصل تقلید از باب رجوع جاهل به عالم نیست، بلکه مشکل آن‌ها در رجوع جاهل به بعضی از متخصصین در فقه، یعنی اصولی‌ها است که اخباری‌ها استنباط آن‌ها را ناشی از توهمات یا دلایل غیر معتبر می‌دانستند. البته در این‌جا وقتی می‌گوییم دلیل، از روی تسامح است چرا که دلیل آن چیزی است که معتبر است، اما ما برای سهولت در کار از همین اصطلاح عرفی دلیل غیر معتبر استفاده می‌کنیم.

نکته دیگری که باید عرض کنم این‌که انسدادی‌ها، چه حکومتی باشند و چه کشفی، برای جواز تقلید، دلایل مخصوصی دارند که پای ظن را وسط می‌کشند که برای ما انفتاحی‌ها قابل قبول نیست، لذا از دلایل آن‌ها به طور کلی صرفه‌نظر می‌کنیم. در مورد انسدادی‌ها هم إن شاء الله در آینده که مرحوم آخوند در مورد آن‌ها صحبت می‌کند، توصیحاتی عرض خواهم کرد.

حالا دلایل را در دو دسته اصلی عرض می‌کنم. دسته اول، مجموعه دلایل عقلی است و دسته دوم مجموعه دلایل نقلی که خود به دو بخش آیات و روایات تقسیم می‌شود.

ابتدا دلایل عقلی را عرض می‌کنم تا إن شاء الله به دلایل نقلی برسیم.

* سیره عقلا:

می‌دانیم که رجوع غیر متخصص به متخصص در همه امور به معنای واقعی آن، جزء سیره عقلا است و طبیعتا نمی‌توان فروع فقهی را از آن استثنا کرد، مگر دلیلی بر آن وجود داشته باشد که باید ارائه شود و این در حالی است که روایات ما بر این سیره، مهر تأیید زده است. با این حساب دلیل اصلی رجوع به مجتهد را می‌توان، ‌سیره عقلا دانست که مورد امضای شارع هم قرار گرفته است.

پیش از این مطلبی را عرض کرده بودم که این‌جا هم اشاره مختصری به آن می‌کنم. مجموعه دلایل نقلی،‌ اعم از کلام الله و روایات معتبر، نسبت به دلایل عقلی و از جمله سیره عقلا، سه موضع دارند.

– موضع اول: تأیید نتایج دلایل عقلی.

– موضع دوم: مردود دانستن نتایج دلایل عقلی.

– موضع سوم: سکوت در مقابل نتایج دلایل عقلی.

پیش از این مطالبی را درباره این سه موضع کردیم که اگر لازم دانستید، مراجعه بفرمایید و مرور کنید.

خلاصه این قسمت آن‌که در مباحث اصول فقه عرض کردیم که اگر دلایل نقلی واقعا با سیره عقلا مخالفت کردند، نمی‌توانیم به سیره عقلا اعتماد کنیم، ولی در دو حالت دیگر مشکلی نیست و این سیره معتبر است.

ما بعد از بحث بعدی، تعدادی از آیات و روایاتی را که مؤید این سیره عقلا است عرض کرده و بررسی می‌کنیم تا بعد ببینیم آیا آیه و روایتی وجود دارد که مخالف این سیره باشد یا خیر.

* سیره متشرعه:

سیره متشرعه را در ابتدا باید به دو دسته تقسیم کرد:

– دسته اول: مطابق سیره عقلا است که در این صورت استقلالی ندارد و در اصل بخشی از همان است. طبیعتا در این مورد نباید آن را به عنوان دلیلی مستقل بیان کرد. نشانه شناخت این دسته، مطابقت سیره متشرعه با سیره عقلا است.

– دسته دوم: این است که عقلای غیر متشرع خود را مقید به سیره متشرعه نمی‌دانند. مثلا ذبح سیره متشرعه است، در حالی که عقلای غیر متشرع خود را ملزم به آن نمی‌دانند. از این دست مثال‌ها بسیار بسیار زیاد است.

اگر برگردیم سراغ بحث خودمان، می‌بینیم که در رجوع غیر متخصص به متخصص، سیره متشرعه موافق سیره عقلا است، لذا نمی‌توان این مورد را دلیل مستقلی دانست.

نکته آخر را عرض کنم و وارد دلایل نقلی شویم.

در این‌که آیا سیره متشرعه حجت هست یا خیر بحث مبنایی مهمی است که تکلیف خودتان را با آن روشن کنید. حقیر در این‌جا جمع‌بندی خودم را عرض می‌کنم که در بحث‌های آینده اگر صحبت شد، مبنای حقیر را بدانید.

به نظر حقیر سیره متشرعه فقط در یک حالت می‌تواند حجت باشد و این‌که کاشف از نظر معصومj باشد که از جمله ویژگی‌های آن هم‌عصری با معصومینb، عدم مخالفت با آیات و روایات معتبر، عدم مخالفت عده‌ای دیگر از متشرعین و مانند این‌ها است.

یا مثلا وقتی سیره متشرعه بر اساس فتوای فقها و مراجع حاصل شده باشد، نمی‌تواند مبنا قرار گیرد، بلکه باید دید مبنای آن فتوا چه بوده است. به عبارت دیگر سیره متشرعه در این مورد اصلا اصالت ندارد بلکه مبتی بر فتوا است، لذا باید ادله فتوا را بررسی کرد.

جلسه آینده وارد ادله نقلی شده و در ابتدا به آیه نفر خواهیم پرداخت. إن شاء الله.

و صلی الله علی محمد و آل محمد

نمودار درختی مدرس

باز کردن همه | بستن همه