$


روش فهم قرآن (تفسیر قرآن) - جلسه 5

$

*‌ مقدمه‌ای در باب تعریف خبر متواتر و میزان اعتبار متواترات:

در این‌جا لازم است چند بحث مقدماتی دیگر را که مکرراً به آن نیاز خواهیم داشت، بیان کنیم.

اولینِ این مقدمات، بحثی پیرامون تعریف خبر متواتر و میزان اعتبار متواترات است و بعد هم مطالبی را درباره خبر واحد عرض خواهم کرد.

چرا این دو اصطلاح مهم است، زیرا ما، نبی مکرمp و ائمه اطهاb را مفسران واقعی قرآن می‌دانیم که منظور واقعی الله تعالی را می‌دانند و آن‌چه از ایشان به دست ما رسیده است، در قالب روایات است. این‌که چرا ایشان مفسر قرآن هستند، خودش مطلب مهمی است که به زودی به آن خواهیم رسید.

اما خبر متواتر؛

خبر متواتر، خبری است که چند نفر آن را مستند به حس نقل کرده باشند به گونه‌ای که احتمال تبانی آن‌ها بر کذب وجود نداشته باشد و به خودی خود یا به قرائن داخلی یا قرائن خارجی، مفید یقین و صدق باشد.

پس در خبر متواتر چند نکته مهم است.

1- خبر باید مستند به حس باشد؛

یعنی خود گزارشگر، شخصا و مستقیما واقعه را دیده باشد، یا سخن را شنیده باشد و … یعنی اگر می‌خواهد بگوید فلان‌جا آتشی هست، باید خودش آتش را دیده باشد و این‌که دودی را دیده و فهمیده که آتشی هست، قابل قبول نیست. همین‌طور اگر دیگران برای او نقل کرده باشند، قبول نیست.

2- باید چند نفر این گزارش را این‌گونه ارائه کرده باشند؛

هر چند عده‌ای به تبعیت از محدثین مکتب خلفا، برای تواتر، عددی مطرح کرده‌اند، اما در واقع نمی‌توان عدد خاصی برای تواتر در نظر گرفت و بسته به نوع خبر و شرایط شنونده یا خواننده این عدد متفاوت است. شرط بعدی هم در تعداد خیلی مهم است.

3- شرط سوم، عدم امکان تبانی راویان بر کذب است؛

این تبانی ممکن است عامدانه یا غیر عامدانه باشد. جلی یا خفی باشد. مثلاً وقتی عده‌ای دست به یکی می‌کنند که خبری را جعل و منتشر کنند، یک حالت این تبانی است و این‌که یک نفر خبری را منتشر می‌کند و دیگران به جای آن‌که از او نقل کنند، چنان نقل می‌کنند که گویی خودشان شاهد بوده‌اند، حالت دیگر آن است. انواع دیگری هم می‌توان گفت که خودتان زحمتش را بکشید.

4- مسأله قرائن داخلی و خارجی هم مهم است و چه بسا شواهد و قرائن داخلی و خارجی باشد که کاشف از تبانی افراد به کذب باشد، افرادی که شاید ابتداء متوجه تبانیشان نشده باشیم. البته ممکن است این شواهد و قرائن نقش مثبت هم داشته باشد و نشان دهند که مثلا امکان تبانی بر کذب در این افراد نیست.

نکته بسیار مهم درباره سه شرط اول در تعریف خبر متواتر که معمولا مورد توجه قرار نمی‌گیرد، یا من ندیده‌ام مورد توجه قرار گیرد، این است که این ویژگی‌ها باید در همه طبقات راویان و گزارشگران، تا شنونده یا خواننده نهایی باشد. مثلا اگر خبری را صد نفر دیده باشند و برای یک نفر گزارش کنند و به واسطه یک نفر به ما برسد، شاید برای آن یک نفر در حکم خبر متواتر باشد، اما برای ما نیست، چرا که این خبر، شرط اول تواتر را برای ما ندارد. یا ممکن است امکان تبانی طبقه اول منتفی باشد، اما امکان تبانی طبقات بعد بر کذب وجود داشته باشد. خلاصه این‌که مسأله تواتر، مسأله دقیقی است و نمی‌توان الکی یک خبر را متواتر ندانست.

این نکته را هم اضافه کنم که تواتر مانند بسیاری دیگر از مسائل علوم انسانی، هر چند بخواهیم به آن رنگ و بوی نوعی بدهیم، اما در اصل شخصی است، یعنی ممکن است شرایط تواتر برای عده‌ای محرز شود و برای عده‌ای محرز نشود. مثلا ممکن است عدم تبانی کذب افرادی بر شما معلوم شود، اما برای بنده به شواهد و قرائنی، چنین چیزی محرز نشود که این شواهد و قرائن را ممکن است بتوانیم بیان کنیم، یا نتوانیم. در این صورت این خبر برای شما متواتر به حساب می‌آید و برای من خیر.

خبر متواتر، چه حدیثی باشد، چه تاریخی، چه سیاسی، اجتماعی و چه هر نوع دیگری، انواعی دارد که یک نوع مهمش را عرض می‌کنم. خبر متواتر از زاویه‌ای بر دو قسم است:

1) متواتر لفظی: خبری است که همه یا عمده الفاظ آن بین گزارشگران و راویان مختلف یکی باشد.

2) متواتر معنایی: خبری است که الفاظ آن بین راویان متفاوت است، اما همگی یک معنا را بیان می‌کنند.

تعداد متواترات لفظی زیاد نیست، اما متواترات معنایی کم نیستند.

بعضی نیز خبر متواتر را به تفصیلی و اجمالی هم تقسیم کرده‌اند.

مهم‌ترین دلیل بر اعتبار خبر متواتر از هر نوعی که باشد، عقل و به نظر بعضی سیره عقلا هم هست. یعنی وقتی تعریف خبر متواتر را به میزان عقل می‌سنجیم، عقل می‌پذیرد که به چنین گزارشی می‌توان اعتماد کرد و شاید به همین جهت هم هست که سیره عقلا، فارغ از دین، مذهب، فرهنگ، جفرافیا و …، پذیرش اخبار متواتر در زمینه‌های مختلف است.

* مقدمه‌ای در باب تعریف خبر واحد و میزان اعتبار اخبار آحاد:

خبر واحد: خبری است که یک یا چند نفر آن را نقل کرده‌اند، اما شرایط تواتر را ندارد. نَه این‌که تبانی بر کذب معلوم شده است، خیر، عدم تبانی بر کذب محرز نشده است.

پس تقسیم‌بندی ما در این‌جا، ثنائیه است. (1) خبر متواتر، (2) خبر غیر متواتر که خبر واحد نامیده می‌شود.

علی رغم آن‌که سعی می‌شود تا خبری با عنوان مستفیض بین خبر متواتر و خبر واحد قرار گیرد، اما در واقع خبر مستفیض از جمله خبر واحد به حساب می‌آید و احکام خبر واحد بر آن بار می‌شود، چرا که دریافتیم با توجه به تعریف خبر واحد و متواتر،‌ این تقسیم‌بندی، ثُنائیه است و منطقا حالت سومی بین آن دو معنا ندارد.

حالا چرا سر و کله خبر مسفیض پیدا شده است؟ آقایان گاهی اوقات با اخباری مواجه می‌شوند که شرایط تواتر را به واقع و تمام و کمال ندارد، اما بعضی از شرایط آن را دارد، این اخبار را مستفیض نامیده‌اند. با این حساب خبر مستفیض، خبر واحدی است که به زعم گوینده، در حد بالایی از اعتبار قرار دارد.

در این که آیا خبر واحد معتبر است یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد که بحث مفصل آن در مباحثات اصول فقه بیان شده است که ما هم مفصل آن را در شرح کفایه بررسی کردیم و در مباحث تکمیلی علم الحدیث هم خلاصه خوبی از آن گفتیم. در این جا هم به جهت اهمیت کیفی و کمی آن در بحث فهم قرآن یا همان تفسیر قرآن مرور مجددی بر آن خواهیم داشت. اگر خواستید به مباحثات اصول فقه مراجعه کنید، بیش‌تر بحث، مستقل انجام شده است و بخشی هم ذیل بحث انفتاحی و انسدادی است. بنده در این‌جا چکیده‌ای مفید از آن را عرض می‌کنم.

و صلی الله علی محمد و آل محمد

نمودار درختی مدرس

باز کردن همه | بستن همه